الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )

19

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )

علمى تشكيل مييافت شركت جسته و بسؤالات دينى كه از ما ميشد پاسخ ميداديم ، و در مباحث علمى تكان‌دهنده‌اى كه بميان مىآمد وارد شده بطور وافى در همه اطراف آن مباحث ، بحث مىكرديم و چه بسا شبها كه بحث ما از ساعت هشت بعدازظهر تا ساعت يك و يا بيشتر ، طول مىكشيد . در خلال اين ايام ، روزى باتفاق دوست دانشمند و فاضل ، آقاى شيخ محمد سعيد دحدوح ، پيشنماز مسجد نوحيه - خداوند ويرا از پاداش علم و دين كامياب گرداند - بديدن كتابخانهء ملى آن شهر ، « دارالكتب الوطنيه » رفته ( پس از ورود ) ، در اطاق مدير مستقر شديم و من بمطالعهء فهرست‌هاى كتابخانه پرداخته و چنان گرم در مطالعه شدم كه از ديگران بكلّى غافل گرديدم ، در اين هنگام شخص بلند بالا و تنومندى وارد شده و در طرف راست شيخ سعيد ، روى صندلى قرار گرفت ، و با وى آهسته بگفتگو پرداخت . من كه همچنان سرگرم كار خود بودم در ضمن ، مىشنيدم كه شيخ به شخص تازه وارد مىگويد : اشكال خود را بعرض آقا برسان ، وى در جواب گفت : ايشان مشغول مطالعه هستند ( براى اينكه رشته مطالعه‌ام قطع نگردد ، ميخواستم گفتگوى آقايان را نشنيده بگيرم ) و لكن شيخ سعيد رو به من كرد و گفت : سماحة الحجة : اين استاد ، اشكالى دارد و علاقمند است آن را با جنابعالى در ميان گذاشته و جواب و حلّ آن را از شما استفاده كند . ( من كه براى اولين‌بار ، سر از كتاب بلند كرده و با مرد تازه وارد روبرو شده بودم ) مراسم تحيت و ترحيب بجاى آورده و او را نزد خود طلبيدم ، شيخ سعيد نيز نزديك آمده و استاد ، اشكال خود را چنين عنوان كرد : [ شبهه غلو شيعيان ] « اين شبهه هميشه در ذهن من بوده و تاكنون نتوانسته‌ام آن را حل كنم كه شيعه با داشتن دانشمندانى بزرگ ، چون جنابعالى ، چرا دربارهء اهل بيت رسولخدا ( ص ) غلّو مىكنند ؟ با اينكه همه ميدانيم كه مسلمين بدون استثناء همه نسبت بعلى و اولادش علاقه‌مندند ، اين تك‌روى شيعه در بنا ساختن مجالس سوگوارى براى چه ؟ و عادت ديرينهء ايشان در برگزارى مجالس جشن ، پس از گذشت قرنها براى چيست ؟ و حسين